با ما در ارتباط باشید

سبد خرید

سبد خرید

تأثیر گروه درمانی در کاهش احساس تنهایی و انزوا در مادران

تأثیر گروه درمانی در کاهش احساس تنهایی و انزوا در مادران

 
تأثیر گروه درمانی و استفاده از طرح واره ی درمانی در کاهش احساس تنهایی و انزوا در مادرانی که دارای کودکانی با مشکلات جسمی و روانی هستند.

مطلب پیش رو به مطالعه و بررسی اثربخشی گروه درمانی در کاهش حس انزوا و تنهایی در مادرانی می پردازد که دارای کودکانی با مشکلات جسمی و ذهنی هستند. بیماریهای ذهنی، عقب افتادگی و ناتوانیهای مغزی یکی از مشکلات چالش برانگیز در دنیای حال حاضر در اکثر کشورها است. بر اساس تخمین های صورت گرفته، سه دهم درصد از کل جمعیت افراد در دنیا از این بیماری ها رنج می برند و حدود سه درصد از افراد دارای ضریب هوشی کمتر از هفتاد درصد هستند در این میان تقریبا یک درصد از این افراد نیاز به مراقبت های ویژه، راهنمایی و نظارت طولانی مدت در سراسر زندگی خود دارند.
یکی از استرس بارترین مشکلات و تجربیاتی که ممکن است برای هر خانواده ای رخ دهد، و آنها را به چالش بکشاند، مدیریت و نگهداری چنین کودکانی است علی الخصوص که آنها از نظر ذهنی عقب افتاده باشند و یا دارای بیماری های حاد ذهنی یا مغزی باشند. حضور یک کودک ناتوان ذهنی، عدم حرکت او، رشد کند کودک و تسهیلات و ابزارهای مورد نیاز که برای حرکت و ادامه زندگی نیاز است ، همگی موجب می شود تا مادران کودک مذکور تحت فشار روحی، روانی شدیدی قرار گیرند و آرامش خانوادگی آنها را خدشه دار کند.
عقب افتادگی ذهنی واژه ای است که عمدتاً در بین عامه مردم جا افتاده است، اما آنچه که اهمیت دوچندانی دارد، عوارضی است که این بیماری با خود به همراه دارد و محدودیت های متعددی که ممکن است کودک و خانواده با آن روبرو شوند. مشکلات شناختی، اختلالی حركتی، شنیداری، اجتماعی_ روانی، اخلاقی و تطابق پذیری همگی مواردی هستند که بی‌شک خانواده ی دارای کودک بیمار با آن مواجه می شود.
گرچه قسمت عمده ی این کودکان در بزرگسالی می توانند به شکل موفق زندگی کنند و تا حدود قادر خواهند بود تا از انجام وظایف خود بربیایند، البته اگر به درستی از تسهیلات و کمکهای جامعه برخوردار شوند.
طبعا یک کودک بیمار در هر خانواده ای که باشد به طور ابتدایی هم که شده حجمی از استرس، ناراحتی و مشکلات را بر خانواده وارد میکند. همچنین داشتن چنین فرزندانی خانواد و علی الخصوص مادر خانواده را دچار احساسات منفی همچون گناه، خجالت، ناراحتی، پریشانی، تنهایی و نگرانی می کند. موضوع وقتی حادتر میشود که کودک را در مواجهه با جامعه و احساسات تحقیر کننده ی عوام میبینند که خود این امر میتواند غمی بزرگ برای والدین باشند.
اینجاست که مادر خود حتی بیش از کودک خود دچار بیماریهای روحی-روانی میشود و نیاز به همدردی و دلسوزی از سوی دیگری اولویت پیدا میکند.
متاسفانه بروز چنین مشکلاتی هم باعث دلسردی والدین کودک عقب مانده ذهنی و هم تأثیر منفی تهاجمانه و برگرفته از خشم و خستگی بر کودک بیمار شود.

تحقیقات اخیر نشانگر راه های متعددی برای کاهش تأثیر احساسات منفی مادران، در کودکان عقب افتاده است. این تحقیقات و بخش بزرگی از آنها خوشبختانه مؤثر بوده اند. راه کارهایی چون کار بر روح و روان مادر، روانشناسی مثبت، درمانهای رفتاری، تبلیغ و امید و انگیزه و موارد این چنینی.
اما طرح واره ی درمانی در حل مسائل و یافتن راه کارهای مرتبط با این مساله اخیرا توجهات زیادی را به خود جلب کرده است. برطبق مدل طرح واره ی درمانی افراد دارای تجربیات گوناگونی از احساسات خود هستند و ممکن است دو فرد با یک موقعیت تقریبا مشابه از یک مشکل احساسات متفاوتی را بروز دهند.
برطبق این دیدگاه همه ی افراد دارای دردها و رنج های گوناگونی هستند و آنچه افراد را از هم متمایز می کند این است که آنها چگونه احساسات و دردها را تفسیر می کنند. کارشناسان به بررسی استفاده از این درمانها به شکل گروهی پرداخته اند تا ببینند که چگونه گروه درمانی و مدل طرح واره ی درمانی می تواند میزانی از دردها و رنج های گوناگونی مشترک را بین والدین دارای کودکان ناهنجار کاهش دهد و نشخوار فکری این والدین را کاهش دهند.
بسیاری از تئوریهای شناختی هم نقش گروهبندی احساسات را در طول و گسترش این ناهنجاری ها از اهمیت برشمارده اند . نکته ی اصلی در این نوع از درمان ها تکیه بر استراتژی هایی است که بر پایه تنظیمات احساسی هستند. توجه به نقش احساسات و موجودیت آن در خانواده هایی که دارای فرزندانی با ناهنجاری هستند ضروری است و کمک می کند تا به بررسی علمی تأثیرات این درمانها و طرحواره های احساسی مرتبط با نشخوار فکری بپردازیم و احساسات مادرانی را که دارای کودکان ناتوان ذهنی هستند را درک کنیم. طرحواره ی درمانی که یک رویکرد درمانی است و برای مشکلات حسی و عاطفی عمیق به کار می رود و بر نگاه افراد به خودشان و دیگران متمرکز است. تلاش بر این است که درمانگران بتوانند درک درست تری از آن نشخوار روانی که مادران را آزار می دهند داشته باشند.
 
طرحواره ی مد نظر می تواند جایگزین الگوهای دیگر درمانی شود و از آن طریق افراد به تجربیاتی درست تر و دقیق تر نسبت به نشخوار فکری خود می رسند. انجام این کار در نهایت باعث رهاشدگی و احساس عاطفی روانی و ذهنی فرد میشود و میتوانند مسائل موجود یا مشکلات دشوار زندگی خود را راحت تر حل کنند. این طرح واره برای مشکلات عاطفی، اضطراب، حس پوچی، اختلال شخصیت و مواردی از این قبیل استفاده میشود و افراد تجربیات خود را مطرح می کنند و با پشتیبان ها و درمانگران خود در گروه ها با هدایت دقیق مورد بررسی قرار میگیرد و راه هایی را برای مواجهه با مشکلی که دارند را در گروه بررسی میکندد و در نهایت متوجه میشوند که آنها تنها کسانی نیستند که از داشتن کودک ناسالم رنج میبرند بلکه افرادی وجود دارند که هر کدام تجربیات مرتبط با خود را دارند و ممکن است تجربیات آنها در ادامه ی مسیر و نگهداری کودکشان مثمر ثمر واقع شود.

فرزانه چراغی

منبع
https://1drv.ms
 
 
 
 
 

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی با * علامت گذاری شده اند