هوش

هوش و انواع آن

هوش چیست؟  تفاوت هوش شناختی با هوش هیجانی، آی کیو نوابغ- چگونه کودکان راباهوش باربیاوریم- رابطه فضولی با هوش چیست- آیابرای بهبودهوش جنین راهکاری وجود دارد؟

هوش مجموعه ای از استعدادهاست که حافظه، دقت، یادگیری و درک درآن دخیلند.

انجمن روان‌شناسی آمریکا در سال ۱۹۹۵ هوش را به عنوان «توانایی فهم مسایل پیچیده، انطباق موثر با تغییرات محیطی، یادگیری به دنبال تجربیات، استفاده از اشکال مختلف استدلال و فایق آمدن بر مشکلات از طریق تفکر» تعریف کرده است.

متداول ترین تعریف هوش : شایستگی و استعداد یادگیری افراد است.

برخی هوش را استعداد کلی و قدرت استفاده از تجربیات و برخی مانند پیاژه توانایی سازگاری با محیط تعریف کرده اند.

وکسلر :  عبارت است از مجموعه شایستگی های فرد در تفکر عاقلانه، رفتار منطقی و سودمند و اقدام موثر در سازش با محیط

آلفرد بینه: هوش آن چیزی است که آزمون هاآن را می سنجد و باعث می شود افراد عقب مانده ذهنی را از افراد طبیعی و باهوش متمایز کند.

در تعریف هر سه جنبه را باید در نظر گرفت:

۱. توانایی و استعداد کافی برای یادگیری و درک امور

۲. هماهنگی و سازش با محیط

۳. بهره برداری از تجربیات گذشته، به کار بردن قضاوت و استدلال صحیح و پیدا کردن راه حل منطقی در مواجه با مشکلات.

جهش هوش تا ۱۵ سالگی ادامه دارد و بعدا به طور خفیف و کند تا بیست سالگی ادامه داشته و متوقف می شود.

هوشبهر ۵۰% افراد بین ۹۰ تا ۱۰۹، ۲۵% بیشتر از ۱۱۰ و ۲۵% کمتر از ۸۹ هستند.

چنانچه کسی هوشبهر کمتر از ۱۱۵ داشته باشد نباید برای رفتن به دانشگاه تشویق شود، برای تحصیلات فوق لیسانس و دکتری هوشبهر بیشتر از ۱۲۵ توصیه شده است. اما هوشبهری فقط یکی از عوامل موفقیت است و نمی توان آن را به تنهایی ملاک عمل قرار داد

زیرا:

با آزمون های معمولی نمی توان افراد خیلی باهوش را تشخیص داد و آزمون ها استعداد بالقوه را در نظر نمی گیرند و درباره استعدادهای افراد در امور تحصیلی است.

هوشبهر با قدرت سازگاری و تطبیق اجتماعی همیشه رابطه مستقیم ندارد.

هوشبهر ثابت نیست و با آزمون های مختلف بین ۱۰ تا ۱۵ نمره تغییر می کند.

آزمایندگان مختلف ممکن است هوشبهر متفاوتی حتی با اجرای یک آزمون بدست بیاورند.

هوشبهر که توسط یک آزمون بدست آمده همان عوامل را در آزمون های دیگر نمی سنجد.

انواع هوش:

۱- هوش کلامی یا زبانی

به درک معنای واژه ها و استدلال از طریق کلمات اشاره دارد. شاعران، نویسندگان و سخنوران چیره دست به میزان زیادی این توانایی را دارند. موفقیت تحصیلی به این هوش بستگی دارد و بخش اعظم آزمون های پیشرفت و آی کیو این توانایی را می سنجیدند. در جوامع امروزی این هوش محور توجه است.

۲- هوش عددی

نوعی توانایی ریاضی منطقی است. دانشمندان، حسابداران و فیزیکدانان بیش از دیگران از این توانایی بهره مندند و موفقیت تحصیلی به آن بستگی دارد. بخش اعظم آزمون های آی کیو و پیشرفت براساس این توانایی بوده است. در جامعه تحسین برانگیز است، ولی دور از دسترس پنداشته می شود.

۳- هوش فضایی

نوعی توانایی تجسم و عملیات فضایی است. بدون آن نمی توان اشکال پیچیده را دستکاری یا خلق کرد. صفحه آرایی ها، ساخت نمونه ها، ساختارها و طرح های گرافیکی به این هوش وابسته است. از طریق این هوش می توان نقشه را خواند و به مقصد رسید. مهندسان، ملوانان، معماران، مجسمه سازان، نقاشان، باغبانان و جراحان برجسته به وفور از این هوش بهره می برند.

۴- هوش میان فردی

توانایی مربوط به ارتباط با افراد و درک آنها. این هوش، به درک بهتر احساس و افکار دیگران منجر می شود. هوش بین فردی شاید پیچیده ترین توانایی و ضروری ترین ابزار برای موفقیت در زندگی باشد، مگر اینکه موفقیت صرفا کسب مدال های جهانی المپیاد ارزیابی شود. فروشندگان موفق، سیاستمداران، معلمان، مشاوران، رهبران مذهبی و رهبران دیگر گروه ها باید هوش میان فردی بالایی داشته باشند.

۵- هوش درون فردی

هوش میان فردی توانایی درک و سروکار داشتن با دیگران است، بنابراین هوش درون فردی توانایی درک و سروکارداشتن با خود است. نام دیگر این هوش، بینش شخصی است. درک خود برای همه ما بسیار مهم است. افرادی که با خود سازگارند هوش بین فردی زیادی دارند و کسانی که با خود در جنگ اند، در این بخش کاستی دارند. این هوش ضرورتا توام با دیگر هوش ها نیست. برای مثال برخی از افراد هوش عددی و کلامی بالایی دارند، اما رفتارهای خودتخریبی زیادی از خود نشان می دهند. هیچ یک از استعدادها و توانایی های ممتازشان در دیگر حیطه ها به شادی آنان نمی انجامد. زیرا یا هوش بین فردی آنان نقص دارد یا اینکه کاملا کاربردی (عملیاتی) نیست. به منظور موفقیت در زندگی، باید از خطاهای خود آگاه شویم و آرزوها و ویژگی های شخصی خود را ارزیابی کنیم. البته مشاوره با افراد متخصص به رشد هوش میان فردی و بین فردی کمک می کند.

۶- هوش فیزیکی

هوش فیزیکی توانایی استفاده درست از بدن و حرکات بدن است. برخی بر این باورند که ورزشکاران افراد باهوشی نیستند و باید از طریق بازی کردن در گروه ورزشی پیشرفت کنند. اما در حقیقت، ورزشکاران ماهر، هوش فوق العاده ای دارند. ورزشکاران المپیک باهوش اند. هوش بدنی توانایی بالا و پیچیده ای محسوب می شود، زیرا نیازمند محاسبات زیاد، حرکات هماهنگ، تعادل ظریف، وضعیت مناسب اندام و فضاسازی در جهت هماهنگی با بدن شخص است.

۷- هوش حسی

منظور از این هوش، توانایی استفاده از حواسی مانند بینایی، شنوایی و بویایی است. بسیاری از ما توانایی استفاده کامل از حس خود را نداریم. می بینیم، ولی مشاهده نمی کنیم؛ می شنویم، ولی گوش نمی دهیم؛ و لمس می کنیم، اما احساس نمی کنیم. ما در فضایی مه آلود زندگی می کنیم. برای آزمون این گفته یک چشم خود را ببندید. ملاحظه کنید با یک چشم چه میزان کمتر می بینید. در واقع ما برای مدیریت محیط از حس های خود به طور کامل بهره نمی گیریم.

۸-هوش معنوی

این هوش توانایی به وجود آوردن زندگی متعادل با جهان، طبیعت و محیط اطراف مان است. یعنی توانایی زندگی هماهنگ با همه انسان ها و موجودات دیگر. هوش معنوی یعنی باورکردن قدرت خداوند، علاقه به انسانیت و پذیرش حضور یک قدرت والاتر. ثمره این هوش، عشق عالمگیر، مهربانی و ملاطفت به عنوان بخشی از ویژگی شخص است.

۹-هوش خلاقانه

توانایی توجه به موضوعات، اتفاقات و مسایل به شیوه ای کاملا تازه و بدیع حاصل این هوش است. افکار خلاق در مقابل افکار متعارف قرار می گیرند. گاهی بعضی از راه حل ها تنها می تواند از یک ذهن خلاق نشات بگیرد. وقتی می گوییم مشکلی قابل حل نیست، منظورمان این است که مشکل از طریق منطق متعارف قابل حل نیست، اما شاید این مشکلات با رویکرد متفاوت به مشکل قابل حل باشد. مثالی از قانون جاذبه زمین می زنیم. همه مردم می بینند که سیب از درخت می افتد، اما نیوتن افتادن سیب از درخت را از دریچه دیگری دید و نیروی جاذبه را کشف کرد.

هوش یا Intelligence از لغت لاتین intellegere به معنای فهمیدن گرفته شده است. در مباحث روزمره بسیار زیاد از واژه هوش برای نحوه رفتار انسانها استفاده می شود . مثلا ً هنگامی که کسی نمره خوبی در درسی کسب می کند یا بسیار سریع مطالب جدید را فرامی گیرد می گویند آن فرد دارای هوش بالایی است . اما اگر از همین گویندگان بپرسیم هوش چیست تعریف مناسبی ارائه نمی دهند.

در علوم انسانی به تعداد دانشمندان علم روانشناسی تعریف برای هوش وجود دارد. هر دانشمندی با توجه به تحقیقات خود تعریفی برای هوش ارائه کرده است که جملگی یک مفهوم را به روش های مختلف به دیگران می رسانند. برخی تعریفی طولانی آورده اند و برخی به چند کلمه اکتفا کرده اند. تعدادی هوش را فقط یک توانایی واحد در مغز می دانند و برخی دیگر هوش را به اجزای مختلف تقسیم کرده اند.

گروهی از دانشمندان، هوشمندی را فقط زمانی قابل بررسی می دانند که منجر به عملی در خارج از بدن انسان شود. اگر فردی بسیار باهوش باشد ولی هیچ خروجی نداشته باشد عملا ً از نظر برخی از محققین هوشمند نیست. به همین دلیل عوامل خارجی و نحوه پاسخ گویی به حوادث پیش آمده در محیط پیرامون یک فرد یکی از ارکان بررسی هوش و هوشمندی است.

۱-هوش کلامی-زبانی

توانایی و استعداد به کارگیری شفاهی یا کتبی کلمات و واژه‌های موثر در موقعیت‌های گوناگون را هوش کلامی یا زبانی می‌دانند. کسانی که بازی با کلمات را بخوبی بلدند و آنها را به زیبایی به کار می‌برند، حافظه خوبی برای به خاطر سپردن تاریخ‌ها و نام‌ها دارند، زیاد صحبت می‌کنند و داستان‌ها و طنز‌های خنده‌دار را بموقع به یاد می‌آورند، چنین هوشی دارند. این اشخاص برای استدلال و مباحثه، سخنرانی یا ارائه شفاهی مطالب، گزارشگری، بازی با کلمات و مجری‌گری، ارائه سمینار و … بسیار مستعدند.

۲-هوش منطقی-ریاضی

داشتن تفکری بالا برای استدلال و استنتاج یا درک علت و معلولی و علاقه‌مندی به مسائلی بر پایه منطق از ویژگی‌های کسانی است که چنین هوشی دارند. همچنین کسانی که فرمول عملیات‌های ریاضی را براحتی درک می‌کنند و ترفند‌های استراتژی را براحتی به بازی می‌گیرند، نمودارها و قیاس‌های ریاضی را برای شرح دادن به کار می‌برند، به دنبال کشف حقیقت از روی علل، واکنش‌ها یا عواقب یک فعل هستند و در کل از استدلال و یافتن دلایل واقعی لذت می‌برند و دوست دارند مراحل و اتفاقات بعدی را پیش‌بینی کنند و به کنش‌ها و واکنش‌ها فکر می‌کنند، هوش منطقی و ریاضی بالایی دارند. حل معماها، رمزگشایی و کشف کدها، یادگیری علوم، حل مسائل و انجام محاسبات آماری و بازی‌ با اعداد از زمینه‌های مورد علاقه این گروه است. شغل‌های مناسب این گروه هم، ریاضیدان، برنامه‌نویس رایانه، مهندس، حسابدار و … است.

۳-هوش جسمانی-جنبش

توانایی به کارگیری بدن برای برقراری ارتباط و مهار آن برای انجام حرکاتی سخت یا حرکاتی بسیار ظریف و منظم را هوش جسمانی جنبشی می‌نامند. مثلاً یک فوتبالیست حرفه‌ای دارای استعدادی باور نکردنی در کنترل و تسلط بر پاهایش در مهار یک توپ است. خلاصه که این اشخاص به تحرک و پویایی نیاز دارند و می‌توانند یک ورزشکار، هنرپیشه سینما یا تئاتر، هنرمند، جراح و … شوند.

۴-هوش فضایی (دیداری)

این نوع هوش به مفهوم داشتن استدلال‌های فضایی، دستکاری تصاویر گرافیکی یا دیدن تصاویر بصری به شیوه‌ای ذهنی است.کسانی که قدرت بصری و فضایی بالا و ظرفیت تفکر سه بعدی، تصویرسازی یا تجسم ذهنی اشکال را دارند و نسبت به اشکال و رنگ‌ها حساس‌ترند، خود را در فضا قرار می‌دهند و تجسم می‌کنند، تصویرسازان خوبی می‌شوند. آنان می‌توانند کاشف و کاوشگر دریایی، خلبان، مجسمه‌ساز، نقاش یا طراح حرفه‌ای شوند. از زمینه‌های مورد علاقه‌شان هنر است، مربی خوبی برای تیم‌های ورزشی هستند و در رسانه‌های گرافیکی، مونتاژ فیلم‌ها، مجسمه‌سازی، ورزش و تمریناتی مانند موج سواری با کایت یا ورزش‌های زمستانی، دوچرخه سواری، رانندگی و … موفق‌اند.

۵-هوش موسیقیایی

هوش موسیقایی به مفهوم داشتن ظرفیت بالا برای درک انواع ریتم‌ و اصوات است. چنین اشخاصی نسبت به موسیقی‌ و اصوات احساس بیشتری دارند. این هوش در اشخاصی یافت می‌شود که علاقه زیادی به نواختن یک یا چند ساز دارند، آهنگ می‌نویسند، از اجرای یک قطعه موسیقی لذت می‌برند و هیجانات و احساساتشان را با شنیدن موزیک، زنده نگه می‌دارند. هماهنگی با گروه و شرکت در کنسرت‌ها، خواندن آواز، نواختن ساز و … از زمینه‌های فعالیت آنان است.

۶-هوش میان فردی-ارتباطی

داشتن ظرفیت بالا برای تعامل و برقراری ارتباط با دیگران، درک روحیات و خصوصیات اخلاقی‌شان و در نظر گرفتن اهداف، انگیزه‌ها و احساسات آنها به معنی هوش میان فردی است. اشخاصی که برای شنیدن سخنان مردم گوشی شنوا دارند، دارای چنین هوشی‌اند. آنان براحتی با مردم تماس برقرار می‌کنند، دوست دارند با سخنان خود در ذهن دیگران نفوذ کنند، قدرت سازماندهی خوبی دارند، برای از بین بردن تضادها و حل مناقشات مهارت خاصی دارند، عاشق کارهای گروهی هستند و برای یادگیری به دیگران نیاز دارند. آنان می‌توانند روانشناسی خوب، رهبر یک تیم یا مدیر پروژه شوند، می‌توانند دوستان زیادی داشته باشند، مشاوری ایده‌آل باشند، در انجمن‌ها شرکت می‌کنند و به دنبال درک نگرانی‌های دیگران‌اند.

۷-هوش درون فردی-شناخت ازخود

چنین هوشی در کسانی دیده می‌شود که شناخت خوبی از خود، نقاط ضعف و قوتشان دارند، در نتیجه اعتماد به نفس، همچنین نظم و انظباط شخصی ایده‌آلی دارند و تنها بر اساس داشته‌هایشان عمل می‌کنند. چنین اشخاصی پیش از هر اقدامی، فکر می‌کنند و اهداف و منافع خاصی را دنبال و برای آنها تصمیم‌گیری می‌کنند. دفتر خاطرات می‌نویسند و روی شناخت هرچه بیشتر خود کار می‌کنند، زمان‌هایی را در تنهایی می‌گذرانند و به مدیتیشن علاقه‌مندند.

۸-هوش طبیعی

این نوع هوش به معنی داشتن گنجایش فراوان برای توجه به جهان زنده، حیوانات، گونه‌های گیاهی و درک اکوسیستم و … است. شکارچیان و بومیان برخی مناطق که می‌دانند چگونه با طبیعت همزیستی کنند، طبیعت‌شناسان و معتقدان به فلسفه طبیعت، همچنین عکاسان طبیعت دارای چنین هوشی هستند. چنین اشخاصی توانایی خاصی برای طبقه‌بندی گیاهان و جانوران از روی مشخصات و جزئیات هر گونه دارند. مثلاً یک گیاه شناس، صدها نوع از گیاهان و قارچ‌ها را می‌شناسد و نام‌ها و خصوصیات آنها را بخوبی به ذهن می‌سپارد.

طبقه بندی بهره هوشی

طبقه بندی هوش

طبقه بندی از لحاظ هوشمعادل هوش
 نابغه۱۷۰-۱۸۹
 تیزهوش۱۵۰-۱۶۹
 پرهوش۱۳۰-۱۴۹
 باهوش۱۱۰-۱۲۹
 متوسط۹۰-۱۰۹
 مرزی۸۰-۸۹
 مرزی ضعیف۷۰-۷۹
 کودن۵۰-۶۹
 کالیو۲۵-۴۹
 کانا۰- ۲۵

تهیه: میلاد محمدی ترازک  متخصص کاردرمانی

منبع: سایت پیراسته

هوش
هوش
10 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هوش

امتیاز شما به این متن